تبلیغات
گر عشق نباشد،به چه کار آید دل

گر عشق نباشد،به چه کار آید دل


خوش آمدید


به وبلاگ دلکار خوش آمدید
دل تنگم خدایاااا
چقدر امشب حس می کنم نبودن تو را

صدایت در گوشم می پیچد و من می گویم

جانم ، مرا صدا زدی ؟!

دلم تنگ است...

صدایم کن
یادته؟

اولین روز ...... به خاطر داری؟

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم

چتر نداشتیم

خندیدیم

دویدیم

و

به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم

دومین روز بارانی چطور؟

پیش بینی اش را کرده بودی

چتر آورده بودی

و من غافلگیر شدم



سعی می کردی من خیس نشوم

و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود

و سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری

چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد

و

و

و

و

چند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری؟

که با یک چتر اضافه آمدی

و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم

.

.

.

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم

تنها برو

دیوونه میشم...
وقـتــی بـهـ نبودنت فـكـر مـیـكـنـمـــ ... 

بی اخـتـیـآر لـبـخـنـد مـیـزنـمــ 

نـمـیـدآنــی كـهـ ایـن لـبخـنـد ؛ 

تـلـخ تـریـن لـحـظـهـ ـی زنـدگــی امــ رآ بـهـ تـصـویـر مـیـكـشـد
اسمم داره یادم میره !!
اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمیکنی 

حالا که عاشقت شدم تو اعتنا نمیکنی 

دلتنگ تر میشم ولی نشنیده میگیری منو 

هنوز همه حال تو رو از من فقط می پرسنو 

با اینکه با من نیستی دیوونه میشم از غمت 

اصلا نمیخوام بشنوم که اشتباه گرفتمت 

داشتن تو کوتاه بود اما همونم کم نبود 

گذشته بودم از همه هیچکس بغیر تو نبود 

حقیقتو میدونیو ازم دفاع نمیکنی 

کنار تو میمیرمو تو اعتنا نمی کنی 

مردم تو رو از چشم من امشب تماشا می کنن 

فردا غریبه ها منو پیش تو پیدا می کنن 

کاش اتفاقی رد بشی از کوچه های دلخوری 

به روم نیارم که چقد میخوام که از پیشم نری 

هربار با شنیدن صدای تو آروم شدم 

حتی واسه رفتنت پیش همه محکوم شدم 

خدایا
دلم گرفته خدایا....

از این دنیا بیزارم.....

از دنیایی که پر از دروغه....

آدمایی که به دروغ میگن عاشقتم.....واسه چی میگن؟

واسه اینکه بگن منم آره....

جالبه...هه...خودشونم باورشون میشه....

خودشونم دل شکستگی یک نفر با دروغ رو باور میکنن...اما به چه عنوان؟

به عنوان عشق پاکی که خودشون دارن؟

یعنی چی خدایا؟

آخه چرااااااااااااااااااااااااااااااااا؟
دلم...
دلم هوای آغوشت را دارد

هوای شبی سرد در آغوش مردانه ات

هوای نوازشهای بی پایان و زمزمه های عاشقانه ات

بگو تمام تو مال من است!
یعنی چی؟؟؟
از این که امروز مورد توجه هستی خوشحال نباش

تیتر اول روزنامه امروز ، کاغذ باطله فردا خواهد بود
کلمات
 FriEND ﺩﻭﺳﺖ

 BoyfriEND ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮ 

 GirlfriEND ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮ 

 BestFriENDﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺩﻭﺳﺖ 

ﻫﻤﮕﻲ ﺳﻪ ﺣﺮﻑ (END) ﺧﺎﺗﻤﻪ ، ﺭﺍ ﺑﻬﻤﺮﺍﻩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ...

ﺍﻣﺎ ﮐﻠﻤﻪ (FamILY ) ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ، ﺳﻪ ﺣﺮﻑ " ILY " ﺭﺍ

ﺩﺍﺭﺩ ، ﮐﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺨﻔﻒ " I Love You " ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ...

ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺍﺳﺖ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ :

FAMILY = Father And Mother I Love You
مرا به یاد بیاور...

مرا به یاد بیاور


فکر کن ، تمام ثانیه ها را بگرد


آنقدر که دستهایت عبور زمان را


لمس کنند . بگرد


میان برگ های کهنه تقویم


در ثانیه های نفس نفس


در دقیقه های


بودن و رفتن


روی خط صاف آرامش چشمانم


مرا یادت آمد ؟؟!


ناله های آسمان


درد ابر ، باد .


قاصدک ، شعرهای ناتمام من


نقطه چین های ترانه هایم ….


مرا یادت هست؟!!؟؟


تنها از جنس پاییز


یک قلب دنباله دار همیشگی


گوشه ی نوشته هایم


گریه ، لبخند


پیوند نگاهم با سنگفرش های خیس …


مرا یادت آمد ؟

خواستم...
خواستم با تو باشم نخواستی ،

 خواستم مونس و یارت باشم نخواستی


خواستم برای همیشه در کنارت باشم نخواستی ،

خواستم هم گام و هم نفس روزهای تنهایی ات باشم نخواستی


خواستم پذیرای نگاه مهربانت باشم نخواستی ،

خواستم قلبم را به یادگار تقدیمت کنم نخواستی ، 

هیچ کام را نخواستی و نخواستی
سخته....
خیلی سخته اون كه میگفت واسه چشات میمیره، 

بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره، 


خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی، 

اما وقتی كه بهار شد یه جوری ازش جدا شی، 


خیلی سخته كه دلی رو با نگات دزدیده باشی، 

وسط راه اما از عشق یه كمی ترسیده باشی، 


خیلی سخته بری یك شب واسه چیدن ستاره،

ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره...
دلم.....
دلم با عشق تو عاشق ترین شد

تمام لحظه هایم بهترین شد

ولی بی مهریت كار دلم ساخت

دل تنهای من تنها ترین شد... 
تنهام خدایا
خوابیدی تو تختت...

اما خوابت نمیاد....

بعد گوشیتو بر میداری و می نویسی خوابم نمیبره.....

یهو سرد میشی...

بغض می کنی....!

می بینی هیچ کسو نداری که اینو براش بفرستی....

چقدر سخته تنهایی....
آدمای راستگو....
خیلی زود و راحت عاشق میشن.........................

خیلی راحت احساساتشون رو بروز می دن............

خیلی راحت بهت می گن که دوستت دارن.............

خیلی دیر دل می کنن و خیلی دیر تنهات می ذارن...

اما             وقتی زخمی بشن ساکت می شن......

چیزی نمیگن............................................

 خیلی راحت می رن و دیگه هم بر نمی گردن........
نمی دونم.....

صبر کردن دردناک است
 
و فراموش کردن دردناک تر

 ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر كنی یا فراموش

قفل....

من از تمام آسمان یک باران را میخواهم…
از تمام زمین یک خیابان را…
و از تمام تو…
یک دست که قفل شود در دست من…
رویای یخی...
پر میکرد یادت، همه حجم خالی فضایم را

 و خواستنت شیطنت میکرد، در مسیر نبض رگهایم

 بوته نورس احساسم، ریشه دوانده بود در تری اشکهایم

 همه روزه، میشنیدم صدای عشق را

 حتی در قیژ قیژ، لولای در قدیمی

 همه شب;

 پشت پرده، سایه ای از جنس تو اردو زده بود

 رویای هم آغوشیت نخ بادبادکی بود

 که مرا بالا میکشاند تا دب اکبر

 و در مجادله ناکوک دل و عشق،

 کوچکتر از باخته شده بود "عقلم"

 تو میدانستی;

 رویای شیرینم، یخیست

 "هایش" کردی

 چه ساده تبخیر شد از گرمی نفسهایت...
سالها...
سالها...

پنهانت کرده بودم

در سبزینه آن گیاهی که در

کالی احساسم روئیده بود

احساسم را کشتم

در هیاهوی نوبری بلوغ

و دچارت شدم در ناهوشیاری تنم

خواستنم ریشه در ابدیت داشت

سالها...

من ندانستم تو

عشق از " گلشن امروز " میخواهی

و بودن از " خوشه الان " میچینی...
حقیقت رفتن
امکان هجرت تو

تراوش می کند،از خطوط مبهم نگاهت

من پیشتر،دیده بودم

جرقه محال ماندنت را

در سایش دستانمان به رفتنت ایمان دارم،

چون ماهی آزاد به جریان آب

نبودنت،

مرا در سطح بزرگ اشکهایم پر از عطش میکند

چقدر سنگین شده اند شانه هایم!

آخر بعد از تو ترازوی تنهایی ام شده اند...
باز باران....

باز باران نه نگویید با ترانه می سرایم این ترانه جور دیگر

باز باران بی ترانه دانه دانه بر بام خانه

یادم آید روز باران پا به پای بغض سنگین تلخ و غمگین دل شکسته اشک ریزان عاشقی سرخورده بودم

می دریدم قلب خود را

دور می گشتی تو از من

با دو چشم خیس و گریان

می شنیدم از دل خود این نوای کودکانه

پر بهانه زود برگردی به خانه

یادت آید هستی من آن دل تو جار می زد

این ترانه باز باران باز می گردم به خانه
تنها شدم .....

از این ور و اونور شنیدم داری عروس میشی گلم

مبارکت باشه ولی آتیش گرفت این دلم

خیال می کردم با منی، عشق منی، مال منی

فکر نمی کردم یه روزی راحت ازم دل بکنی

باور نمی کردم بخواهی راستی راستی تنهام بذاری

آخه یه عمر همش بهم گفته بودی دوسم داری

گفته بودی عاشقمی به پای عشقم می شینی

می گفتی هرجا که باشی خودتو با من می بینی

رفتی سراغ دشمنم یه پست، نامرد، حسود

یکی که حتی به خدا لنگه کفشمم نبود

به ذهنشم نمی رسید حتی نگاش کنی یه روز

آخه که چه دردی می کشم، ای دل بیچاره بسوز

با این همه بدی هنوز عشقت برام مقدّسه

همین که تو شاد باشی و بخندی واسه من بسه

تازه عروسیت برات خودم هدیه میخرم

غصه نخور حرفاتو من پیش کسی نمی برم

هرکی بپرسه بهش میگم خودم ازش خواستم بره

میگم برای هردوتامون اینجوری خیلی بهتره

با اینکه می دونم برات همدم و همخوار نمیشه

آرزو می کنم دلت یه لحظه غصه دار نشه

با اینکه می دونم یه روز تو رو پشیمون می بینم

همیشه از خدا می خوام چشماتو گریون نبینم

با اینکه از دوریت دلم داره می ترکه

ولی به خاطر تو هم که شده میگم مبارکه
کنارم که هستی

کنارم که هستی
زمان هم مثل من دستپاچه میشود
عقربه ها دوتا یکی میپرند
اما همین که میروی…
تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم
جانم را میگیرند ثانیه های
بی تو…
نبودنت

نبودنت در من قدم می زند،
 
من زیر ِ باران!

تو دور میشوی، من خیس!

این دِلبری های ِ بهار است،

نیامده دیوانه می کند،


... کوچه را از تنهایی...!

پاییز....
پاییـــــــز پاییـــــــز پاییــــــــز
پاییــــز را دوســــــــــــــت دارم
پاییـــز آغاز تمام عاشقانه هایم بود
آغاز بارانی ترین قـــدم زدن هایــــــــم
آغــــــــــاز گرمای دستانــــــــــــــــــت!!!
دستــــانی که آن روزها مال مـــــــن نبــــود 
دیگــــــــــــــــــــــــــه هم نیســـــــــــــــــت...
پاییــــــز بود که سبز شــــــــدم، شکفـــــــــــم!!!
پاییـــــز بود آن روزها که بیقــــــــــرارت بـــــــــــــــودم
مثـــــــــل حـــالا کـــــــــه دل تـنگـــــــــــت هستـــــــــم
پاییـــــــز بود میدانستـم می آیی و برایم آواز میشوی
حالا هـــــــــــــــــــم پاییـــــــــــــــــــز اســـــــــــت
و ایـــــــــن بـــــــــــار میدانم کـــــــه نمی آیی!!!
چه فرقی دارد حالا هم برایم شعر شــــدی!!!
پاییــــــــــــــــــــز را دوســـــــــــــــــت دارم
که همراهم بود در کنار تمام سبز شدنها
تمــــــــــــــام زرد شنــــــــدن هایـــــم
پایـیـــــــــــــــــــــز اســــــــــــــــــت
میــــــــــــــدانم دیگــــر نمی آیی
میـــــــــــــــــدانــــــــــــــــم!!!
این روز ها ......
این روزها لبانم رطوبت لبهایی را میخواهد با طعم محبت نه شهوت
این روزها تنم یک آغوش گرم میخواهد با طعم عشق نه حوس
این روزها زلفانم نوازش دستی را میخواهد با طعم ناز نه نیاز
این روزها تن میخواهم که روحم را ارضا کند نه جسمم را


دنیای متفاوت
اینجا در دنیای من،
گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند
دیگر گوسفند نمیدرند و به نی چوپان دل میسپارند
و گریه میکنند......

که.....
به سلامتی اون دختری که سردی دستاشو با گرمای بخاری ماشین
 
یه بچه پولدار عوض نمیکنه به سلامتی اون پسری
 
 که وقتی یه دختر ناز خوشگل تو خیابون می بینه
 
 سرش رو بندازه پایین بگه هر چی هم
 
که باشی انگشت کوچیک یه عشق

خودم نمیشی....
دیدمش....
دیدمش ... تنم لرزید دلم خواست محو تماشایش باشم ؛
 
دلم خواست تا آخر عمر به او خیره باشم دلم خواست ...
 
 اما این شرم نگذاشت ؛ چون بنفشه ای سر به زیر افکندم ؛
 
 به زمین خیره شدم و او به آرامی از کنارم گذر کرد ؛
 
 با خطی از عطر دورم حصار کشید این دلخواه ترین اسارتی است ؛
 
 که عادلانه ترین حکمش حبس ابد من است

زندگی ......
همیشه بهم میگفت زندگیمی....
 
وقتی رفت من بهش گفتم:مگه من زندگیت نیستم؟
 
گفت آدم برای رسین به عشقش باید از زندگیش بگذره....

غــریبــآنــهـ تــرینــ حســ دنــیـــآ


هـمـه فکر میکنند تنها بودن شما را غریب میکند ؛
اما این صحیح نیست . . . . !
گرفتار فردی بی لیاقت بودن
غریبانه ترین حس دنیاست
تعداد کل صفحات : 3 1 2 3